بسم الله الرحمن الرحیم
سرمو میارم بالا و تصمیم میگیرم بشنوم:
- این لباسا خیلی قشنگن! توی مجلس قشنگ توی چشمه :)
- وای که چقدر دلم عروسی میخواد
- دیدی فلانی اَپِل خریده؟! وااای همه چیش متفاوته!
- بازی ِ جدید اومده! زولا دیگه داره قدیمی میشه!
- بریم به فیلم ببینیم! عشقم توش بازی کرده!
- مارک ِ رُژ ِ خوب سراغ داری؟ این همش رنگش میره وقتی آب میخورم.
- دیروز 110 کیلو وزنه بلند کردم!
- آره دیگه... داره دکتراشم میگیره!
...
تصمیم گرفتم یه جمله ی متفاوت بگم:
+ چقدر از غیبت اماممون گذشته راستی؟
خیره خیره بهم نگاه میکنن... بعضیاشون با تنفر! بعضیاشون با حس گُنگی و بعضیا با حس ِ حقارت!
بیخیال ِ جوابشون میشم و آروم سرمو پایین میارم و لبخندمو پشت صفحه لپ تاپ قایم میکنم! کاش میتونستم از این همه جهل قهقهه مو خالی کنم! توی فکر میرم بعد از مدتی و توی دلم میگم، "کاش اماممون بود..." و اینه حکایت ِ تکرار تنهایی!

+
در طول تحقیقات بشر برای پیدایش سکونت
من پلوتون یخ زده ای فاقد حیات ،
کنار گذاشته شده ام
أین فرجک القریب؟
«گروه فرهنگی هنری احرار»
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
برچسب:
نویسنده: یگانه عابدی